تبلیغات اینترنتیclose
نمی دانم باران چیست (شمس لنگرودی)
پیچک ( محمد شمس لنگرودی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

نمی دانم باران چیست
اندوه آب های سیاه را ندیده ام که به دریا می ریزند

 عطر شبانه ی ماه را نشنیده ام
که یانیس ریتسوس

در آتش شعر هایش می بویید
و زخم شانه ی بایرون

که شعله کشان
از کرانه ی استانبول می گذشت

نمی دانم سیبری تا کجاست
سوراخ تلخ سر انگشت فرانکو را ندیده ام

که در قطرات خون لورکا می سوخت
بره ی عیسا را اما دیده ام

که از دهان تو شیر می نوشید
برق ستاره ی ترس خورده را که

از تب و تابت فرو می پاشید

 


لبخندت را دیده ام
که مرا متولد می کند

بر کرانه ی باد ها از من
مجسمه ای از شن می سازد
و به آب ها فرمان پراکندن می دهد

ای شکوفه ی خاموش
در برف آخر اسفند
در پیراهن نازکت گرمم کن

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص سوم, | بازديد : 419