تبلیغات اینترنتیclose
ماجراى مرا پایانى نبود(شمس لنگرودی)
پیچک ( محمد شمس لنگرودی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 24 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

ماجراى مرا پایانى نبود
در تمام اتاق‏ها
خیال‏هاى تو پرپرزنان مى‏رفتند و مى‏آمدند
و پرندگانى
بال‏هاى تو را مى‏چیدند و به خود مى‏بستند
که فریبم دهند
موسى
در آتش تکه‏هاى عصایش مى‏سوخت
بع‏بع گوسفندانى گریان
در فراق شبان گمشده
در اتاقم مى‏پیچید
و من
تکه تکه
فراموش مى‏شدم.

بوى پیرهنت چون برف بهارى

تمام اتاق‏ها را سفید کرده بود
عقربه‏ها
مثل دو تیغه الماس
بر مچ دستم برق مى‏زدند
و زمین
به قطره اشک درشتى معلق مى‏مانست.

ماجراى مرا پایانى نبود
اگر عطر تو از صندلى برنمى‏خاست
دستم را نمى‏گرفت و
به خیابانم نمى‏برد.
 
    

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص دوم, | بازديد : 261