تبلیغات اینترنتیclose
چکیده های شمس ص پنجم
پیچک ( محمد شمس لنگرودی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

قلبم توده ای از بلور اس
مشتی نور و پر

می پرسی چگونه تکه یی

 از نور نوری را پنهان کرده ؟
حیرت من هم همین است

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

   

 

امشب
دریاها سیاه اند

باد زمزمه گر سیاه است
پرنده و گیلاس ها سیاه اند

دل من روشن است
تو خواهی آمد .

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 182

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چشم ها
دهان
دندان ها
گونه ها
با کلماتم تو را می سازم.
می گویم " منم"
نگاه می کنی . خاموشی

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 208

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

روزی نو
آغازی نو

جعرافیا ی بوسه ی من کجایی؟
تا در سپیده های تو پهلو گیرم

عطر گل شب بو کجایی؟
شب تابستانی بی حس کنار

جاده فرو افتاده است
دلم می خواهد

چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی
آسمان آب شده در تنگ بلورین من کجایی؟

موجی کف بر لبم که به

 اشتیاق تو تا ساحل می دوم
و لب پر زنان به بستر خود می روم
بی آن که تو را بینم

روزی نو
آغازی نو
جغرافیای خانه ی من کجایی؟؟؟

 

محمد شمس لنگرودی

http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=19723&page=2

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 223

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

می خواستم ترانه یی باشم

که بچه های دبستانی از بر کنند
دریا که می شنود

توفان اش را پشت اش پنهان کن
و برگ های علف

نت های به هم خوردن شان را
از روی صدای من بنویسند .

می خواستم ترانه یی باشم
که چشمه زمزمه ام کند

آبشار
با سنج و دهل بخواند .

اما ترانه ی غمگینم
و دریا ، غروب

بچه هایش را جمع می کند

 که صدایم را نشنوند .

نت هایم را تمام نکرده
چرا
رهایم کردی .
 
 

 

محمد شمس لنگرودی

   http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=19723&page=2

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 203

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

هدیه ام از تولد
گریه بود
خندیدن را
تو به من آموختی

سنگ بوده ام
تو کوهم کردی
برف می شدم
تو آبم کردی
آب می شدم
تو خانه دریا را نشانم دادی
می دانستم گریه چیست
خندیدن را
تو به من هدیه کردی

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 255

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

هیچ چیز با تو شروع نشد
همه چیز با تو تمام می شود

کوهستان هایی که قیام کرده اند
تا آمدنت را

پیش از همگان ببینند
اقیانوس ها

که کف بر لب می غرند و
به جویبار تو راهی ندارند

باد و هوا که در اندیشه اند
چرا انسان نیستند

تا با تو سخن بگویند
و تو ، سوسن خاموش !

همه چسزت را در ظرفی گذاشته به من داده یی
تا بین واژگان گرسنه قسمت کنم

هیچ چیز با تو شروع نشد
همه چیز با تو تمام می شود
جز نامم .
 

 

  محمد شمس لنگرودی  

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 235

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تباه می شوم

تو اگر نیایی

گنجی یافته ام

در بمباران کور

 

محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 193

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سپاس می گزارم
کشتی هایم را شکستی

قطب نمایم را گم کردی
و کاشف سرگردان را

به قاره بی پایانش رساندی

 

محمد شمس لنگرودی

http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=19723&page=2

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 196

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 آذر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

امشب

شعری نخواهم نوشت
سی و ششمین شمع را

برای تولدت روشن میکنم
و پرهایم را طواف میدهم

برگرد آتشی که تو در جانم روشن کرده یی
سی و شش تکه خاکستر کوچک کافی است

تا پر سوخته حرمت پیدا کند

جشن تولد توست
ومن

سی و شش بار به دنیا

مِی آیم و خاکستر می شوم

تا راز حضور تو را بدانم

ققنوسم من امشب
 
    

 

 محمد شمس لنگرودی

برچسب ها : ,

موضوع : چکیده های شمس ص پنجم, | بازديد : 198

صفحه قبل 1 صفحه بعد